عبور از تو...

جمعه 5 اسفند‌ماه سال 1390


من از تو برنگشتم،

من از تو گذشتم،

از تو عبور کردم،

تو از من جا ماندی،

تو هم سرابِ وهم آمیزی بیش نبودی!

من از سرابِ تو گذشتم،

و با عبور از تو

آن حقیقت تلخ پدیدارتر شد،

حقیقتی که به من الهام هم شد،

...................

تو در پشتِ سر تبدیل خواهی شد به خاطره ای کور!

خاطره ای کور و تلخ!

گرچه...

گرچه زمانی که بودی...

واضح ترین لمسِ رویا بودی!


نظرات (2)
همیشه خواب می دیدم که با تو از آتش می گذرم
با تو به شب می رسم
و با تو پرواز را یاد می گیرم
اما...
...................
خیلی پست قشنگی بود پر از احساس و واقعیت.

"تو در پشتِ سر تبدیل خواهی شد به خاطره ای کور!"
پاسخ:
ممنون...
khatereye talkho kuro khub umadi
پاسخ:
معلومه که خوووب می فهمیش!!!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد