X
تبلیغات
مودیسه

لبان خوش رنگی که ....

چهارشنبه 5 خرداد‌ماه سال 1395

دیروز:

خواستنیِ درخشان

 در دامان سیاهی شب بود؛

بوی یاس می داد...

 بوی یاس!

 

قرمزی خوش رنگ لبانش

در سپیدی پر درخششِ او

به خود می بالید.

 

نگاه نیمه بازش

به حاشیه ی زمین بود و درختانش.

درخت هم محو تماشا...

 

این روزها انگشتان زیبایش مرگ را ورق می زند؛

در بینهایت دنیایی که دایم از او می میرد.

داستان مرگ شنیدنیست،

از لبان خوش رنگی که ....

 

امروز:

فهمیدم که

دستانم لغزیده!

ساعت ها ثانیه نشده اند!

و او مرگ را اشتباه شمرده ...

در پس ساعت ها،

به گمانِ ثانیه ها،

برابری مرگ نابرابر شد و

قصه ی مردن بی منطق!

 

داستان مرگ شمردنیست،

با لبان خوش رنگی که ....

 

 

پاییز...

سه‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1395

با زندگیِ بی تو درگیرم

شاید دارم پاییز می گیرم

پاییز (مانی رهنما)

طعم رویا...

شنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1395

لب های زیبا

با طعم رویا

بوی تند...رنگ، رنگ!

جمعه 7 اسفند‌ماه سال 1394

شکافته از میان،

دو حجم تیره و در میان،

سپیدی قشنگ،

بوی تند... رنگ، رنگ.

من قشنگ، او قشنگ،

سایه ها تیره اند؛

تیره های زشت رنگ.

ولی

آسمان آبی است،

پشت چشم سایه ها؛

سایه ها را می کُشد،

آن نوارِ زرد رنگ.

من رها،

او رها؟!

در دل شکوفه ها؟!

بوی تند... رنگ،رنگ؟!

من و آغوش و تفنگ؟!

باران

سه‌شنبه 20 بهمن‌ماه سال 1394

باران که بارید، لمس لبان کوچکش

شمال غربی قلبم را چند برابر کرد.

او خنک، معصوم و زیبا

                           بارید.

دست های خیسِ بارانی ام

بوی عطر گل های بهاری می دهند

گرچه باران، نیمه ی زمستانیست!

   1       2       3       4       5       ...       20    >>